تبلیغات
شعر - وفا نداری


شعر

یه خواهشی دارم از تو ،تو که از پیشه من میری، وقتی تورا دیدم با اون جلوم دستاشا نگیری...

من میخواستم گل بچینم خاره نه رفت توی دستم

تا چشمام دیدند غریبی کوله باره اشکا بستند

هرروز بوی عطر بارون می پیچه تویه اتاقم

تو که با اون شادی اما، منمکه درگیرم با غم

من  برای تو می میرم اما  تو وفا  نداری

تو چقدر بی رحمی با من مگه تو خدا نداری

بدونم تو شادی با اون باشه میرم نمی مونم

منکه تا حالا بی تو بودم شاید بعدشم بتونم


مرداد 89

 


نوشته شده در سه شنبه 19 مرداد 1389 ساعت 02:22 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ