تبلیغات
شعر - "" قایق ""


شعر

یه خواهشی دارم از تو ،تو که از پیشه من میری، وقتی تورا دیدم با اون جلوم دستاشا نگیری...

**************

عشقه ما مثله یه شمعه که داره میسوزه و  تموم میشه

دارم از یاده تو میرم طفلک این دله منه حروم میشه

ما که با تو صادق بودیم پس چرا به دله ما نارو زدی

پس چرا تو قایقه غریبه ها نشستیا واسه اون پارو زدی

اگه قایقم واست خیلی کوچیک بود پس چرا اونا شکستی

پس چرا جلوی چشمام تویه قاقه کوچیکتری نشستی

**************

زمستان 88


نوشته شده در چهارشنبه 30 تیر 1389 ساعت 10:52 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ