تبلیغات
شعر


شعر

یه خواهشی دارم از تو ،تو که از پیشه من میری، وقتی تورا دیدم با اون جلوم دستاشا نگیری...


تنـــها روی نیـمکـت بارونــــی
تـورا میـبینم رفتـی بـا اونــــی

وای که این لحظه چه غم داره
ایـن لــحظه یــک نــقاش کـــم

نقاش بیا از حال من نقش کــن
شعره منو توی دلت پخش کن

شاید که اینجوری دلت گیر شه
شایــد بذاری رویــام تعبیر شه

اسفند 90

نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین 1392 ساعت 03:27 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |


از ایـن بـنده ی تنهای زمینی  به تو که بهتـر از بهترینــی

میخوام تا زنده هستم توی هستی هوادارم باشی منو ببینــی

نذار احساس کنم که از تو دورم بکش دستاتو موهای بورم

تورا قسم به اون راهی که کورم کمک بشه راهمو بجورم


پاییز 91

نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین 1392 ساعت 02:39 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |



گریه یعنـــــی دل پره بغضـــــا درده

گریه کردن آخــرین راهـــــه مَـــــرده

گریه یعنی اون که واسش میمیرم

رفـــت از پیشم که دیــــگه برنگرده

...

گریــه ی مـن هــم معنی ســکوته

گریــه ی مـن بــخــاطـره تــو بـــوده

گریه ی من میگه دلم رودست خورد

از اونـــی کـه قـــلبه منــــو ربـــــوده

...

گریه یعنی حالا و هــــوام خــــزونه

گریه یعنی کات ... همه چی تمومه

گریه یعنی ازت گـــــلایـــــه دارم

چرا دوست داشتن واسه من حرومه ؟


پاییز 91

نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین 1392 ساعت 02:35 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |

                  دل کندن از تو واسم کاری نداشت

                                               من نمی خواستم بی وفایی کنم

حس میکردم که تو یه مجنون می خوای

                        گفتم بیام و واست کاری کنم...

nd 89

 


نوشته شده در پنجشنبه 16 دی 1389 ساعت 05:57 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |

بیش  از هزار  بار اومدم  تا  بگیرم  سرِ  راهِت

قسمت نبود قسمتم شی من بشم پُشت و پناهت

 

فکر نکن که دست کشیدم یا به این راحتی باختم

واسه داشتنت،با تیشه به هرچی کوه بوده تاختم

 

خیلی می سوزم نه اینکه تویه دامه تو اسیرم

اینکه اومدم تو راهت ولی باز تورا ندیدم

 

دارم واسه خاطره تو من شرابه غم می نوشم

تو اگه منو نمی خوای  پس بیا بزن  تو گوشم

 

تو بدونی  قدِ عشقم ، اونوقت می فهمی  تازه

مجنون بااون همه عشقش پیشه من یه هوس بازه

 

من همونم  که همیشه با طعنه هامو خنده

واسه  تو اوج گرفتن رو یاد داده به  پرنده

 

ولی  تو با  مهربونیت  باز منو تنها میزاری

خیلی مشکوکن این کارات نگو که یکی را داری

 

آخه تو شأنِ تو نیست که با هر بُنجُلی بگردی

تو بیا اَشکامو  پاک کن بگو  وقتشه  بخندی

nd lhi 89


 


نوشته شده در پنجشنبه 16 دی 1389 ساعت 05:52 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |

من واست یه کاغذ بودم تو منو نقاشی کردی

تا دیدی نقاشیت بد شد منو تیکه پاره کردی

حالا من یه کاغذ ریزم که با چشمایه خیسم

تویه تک تک شعرام  از انتقام می نویسم


نوشته شده در سه شنبه 9 آذر 1389 ساعت 11:38 ق.ظ توسط shAh!N نظرات | |

**************

**************

**************

اگه من نقاش شدم فقط از تو عکس میکشم

یه گوشه ایش مینویسم ازت دست نمی کشم

می فرستم  تا بدونی  هر  لحظه  به یادتم

بدونی  منه شکسته خیلی  خاطرخواهتم

**************

**************

**************

پاییز 88


نوشته شده در یکشنبه 30 آبان 1389 ساعت 11:42 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |

********************

می گند منا نمی خوای ،ولی میگند حق داری

من که چیزی ندیدم ، میگند بعضه من داری

میگند واسه قلبه تو داره یه قلبه مشتی

قایقه من شکسته اما اون داره کشتی

واسه ورود به کشتی بدون صدتا راه داره

کشتی اون بزرگه بدون بازم جا داره

داره دروغ میگه که باهاش فردایی میشی

مطمئن باش اسیر دزد دریایی میشی

نگو خدا بزرگه دل می زنم به دریا

نذار دلم رو تنها میون دردا رنجا

دلا نزن به دریا وقتی که طوفانیه

مطمئن که عشقش یه حسه تو خالیه

می ترسم که اسیر گردش این چرخ بشی

تورا بندازه بیرون تو دریاها غرق بشی

ولی اگه بمونی به قلبم میدی نفس

اینو بهت قول میدم ، قایقم دونفرس

تو قایقه شکستم اضافه هست یه پارو

بزن پارو واسه من  تا اون نزده نارو

بیا بهم کمک کن پارو بزن تا فردا

تا از اینجا دور بشیم بریم به سمته دریا...

*********************

 


نوشته شده در دوشنبه 12 مهر 1389 ساعت 09:51 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |

**************

میگی عشق زیادی تکراری شده

تو با تهدید دم از رفتن میزنی

میگی زیره پاتو خالی میکنم

بعد به من انگه شکستن میزنی

تکراری لفظه کلامه تو نبود

با کی گشتی که اینا یادت داده

کلاغا وظیفشونا بلدن

من همونم که پرو بالت داده

**************

آبان 88


نوشته شده در سه شنبه 30 شهریور 1389 ساعت 11:53 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |

من میخواستم گل بچینم خاره نه رفت توی دستم

تا چشمام دیدند غریبی کوله باره اشکا بستند

هرروز بوی عطر بارون می پیچه تویه اتاقم

تو که با اون شادی اما، منمکه درگیرم با غم

من  برای تو می میرم اما  تو وفا  نداری

تو چقدر بی رحمی با من مگه تو خدا نداری

بدونم تو شادی با اون باشه میرم نمی مونم

منکه تا حالا بی تو بودم شاید بعدشم بتونم


مرداد 89

 


نوشته شده در سه شنبه 19 مرداد 1389 ساعت 03:22 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |

**************

عشقه ما مثله یه شمعه که داره میسوزه و  تموم میشه

دارم از یاده تو میرم طفلک این دله منه حروم میشه

ما که با تو صادق بودیم پس چرا به دله ما نارو زدی

پس چرا تو قایقه غریبه ها نشستیا واسه اون پارو زدی

اگه قایقم واست خیلی کوچیک بود پس چرا اونا شکستی

پس چرا جلوی چشمام تویه قاقه کوچیکتری نشستی

**************

زمستان 88


نوشته شده در چهارشنبه 30 تیر 1389 ساعت 11:52 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |

**************

هنوز حرفامو نگفتم تو کجا میذاری میری

مگه عاشق بودن جرمه که اینقدر ازم دلگیری

اگه  بارونیا  خیسم  فقط  تقصیره  نگاته

اما توچه بیخیالی  واسه اونکه خاکه پاته

چطوری  دلت میاد تو  توکه  اینقدر مهربونی

خونه ای که واست ساختم با تنهایی بسوزونی

**************

اواسط اردیبهشت 89



نوشته شده در دوشنبه 10 خرداد 1389 ساعت 11:50 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |

**************

 

چیزی به ذهنم نمیاد که بخوام ترانه بگم

وقتی نیستی واسه ی کی به حرفام قافیه بدم

قسم به چشمایه نازت من اسیره تویه بندم

نبین که زیادی شادم من دارم زوری میخندم

تا یه روز به جام نشینی نمی فهمی تو چه حالم

تو پرواز کردی بی من چون شکستسی دوتا بالم

عشقی تو چشام ندیدی تورا دیدم با غریبه

مثله فحش ناسزا بود اگه این با من رقیبه

حالا من با تنه خسته با یه حسه خیلی داغون

باید ببینم میذاری دستاتو تو دستای اون

ای دله شکسته ی من رفت ولی نگیر بهونه

فقط تقصیره خودم بود اگه میگه نمیتونه

اینا حرفایه دلم نیست اینا تک تک عقده هامه

پره اشکم ‌خیسه بارون نمیشه بدم ادامه

**************
اردیبهشت 89


نوشته شده در پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 ساعت 05:22 ب.ظ توسط shAh!N نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ